آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Hare

her her heə

شکل جمع:

hares

معنی hare

noun verb - intransitive

خرگوش، خرگوش صحرایی، گوشت خرگوش، مسافر بی بلیط، بستوه آوردن، رم دادن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hare

  1. noun flesh of any of various rabbits or hares (wild or domesticated) eaten as food
    Synonyms:

سوال‌های رایج hare

شکل جمع hare چی میشه؟

شکل جمع hare در زبان انگلیسی hares است.

ارجاع به لغت hare

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «hare» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hare

لغات نزدیک hare

پیشنهاد بهبود معانی