آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ خرداد ۱۴۰۵

      Hydration

      haɪˈdreɪʃn haɪˈdreɪʃn

      معنی hydration | جمله با hydration

      noun uncountable C1

      پزشکی ورزش آب‌رسانی به بدن (فرآیند جذب یا تأمین آب و مایعات کافی برای بدن جهت عملکرد درست سلول‌ها و بافت‌ها)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The referee blew his whistle for a three-minute hydration break in the 22nd minute of the match.

      داور در دقیقه‌ی ۲۲ مسابقه، سوت خود را برای یک استراحت سه دقیقه‌ای جهت نوشیدن آب (هیدراتاسیون) به صدا درآورد.

      Some coaches use the hydration break as a tactical timeout to give new instructions to their players.

      برخی از مربیان از توقف نوشیدن آب به عنوان یک وقت استراحت تاکتیکی برای دادن دستورات جدید به بازیکنان خود استفاده می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Drinking plenty of water is essential for maintaining proper hydration during exercise.

      نوشیدن مقدار زیادی آب برای حفظ آب‌رسانی مناسب به بدن در طول تمرین ضروری است.

      The doctor checked the patient’s hydration levels after they suffered from heatstroke.

      پزشک پس از اینکه بیمار دچار گرمازدگی شد، سطح آب‌رسانی (مایعات) بدن او را بررسی کرد.

      Fruits help with hydration.

      میوه‌ها به آب‌رسانی کمک می‌کنند.

      noun uncountable C2

      شیمی آب‌رسانی، فرآیند ترکیب شدن با آب، هیدراتاسیون، آب‌پوشی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Hydration occurs when water molecules attach to ions.

      هیدراتاسیون زمانی رخ می‌دهد که مولکول‌های آب به یون‌ها متصل می‌شوند.

      The chemical process involves the hydration of cement, which causes it to harden.

      این فرآیند شیمیایی شامل هیدراته شدن (جذب آب توسط) سیمان است که باعث سخت شدن آن می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Scientists studied the hydration of the crystals under different environmental conditions.

      دانشمندان فرآیند ترکیب با آب را در این کریستال‌ها تحت شرایط محیطی مختلف مطالعه کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hydration

      1. Noun the process of making your body absorb water or other liquid
        Antonyms:
        dehydration

      سوال‌های رایج hydration

      معنی hydration به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «hydration» در زبان فارسی به «آبرسانی» یا «رطوبت‌رسانی» ترجمه می‌شود.

      این واژه به فرآیندی اشاره دارد که در آن آب یا مایعات به بدن یا بافت‌ها رسانده می‌شود تا عملکرد طبیعی سلول‌ها و سیستم‌های بدن حفظ شود. بدن انسان برای حفظ حیات و کارکرد صحیح خود به میزان مناسبی آب نیاز دارد و کمبود آن می‌تواند به مشکلات جدی مانند خستگی، سردرد، اختلالات گوارشی و حتی کاهش عملکرد ذهنی منجر شود. بنابراین، «hydration» یکی از ضروری‌ترین عوامل برای سلامت جسمی و روانی انسان است.

      در زندگی روزمره، «hydration» نقش بسیار مهمی دارد. نوشیدن آب کافی در طول روز، مصرف میوه‌ها و سبزیجات آبدار و حتی استفاده از نوشیدنی‌های سالم باعث حفظ تعادل مایعات بدن می‌شود. ورزشکاران، افراد فعال و کسانی که در محیط‌های گرم یا خشک زندگی می‌کنند، نیاز بیشتری به آبرسانی دارند، زیرا از دست رفتن آب بدن می‌تواند عملکرد جسمی و تمرکز ذهنی آن‌ها را کاهش دهد. توجه به «hydration» نه تنها به بهبود انرژی و کارایی کمک می‌کند، بلکه جلوی بروز مشکلات جدی‌تری مانند گرمازدگی و اختلالات کلیوی را نیز می‌گیرد.

      در حوزه‌ی زیبایی و مراقبت از پوست، «hydration» به رطوبت‌رسانی پوست نیز اشاره دارد. پوست برای حفظ انعطاف‌پذیری، نرمی و شادابی خود به آب نیاز دارد و کم‌آبی می‌تواند باعث خشکی، چین و چروک و خستگی پوست شود. استفاده از کرم‌ها، ماسک‌ها و محصولات آبرسان، در کنار نوشیدن مایعات کافی، به سلامت و جوانی پوست کمک می‌کند و فرآیند «hydration» را تکمیل می‌سازد.

      از منظر علمی و پزشکی، «hydration» نه تنها شامل مصرف آب است بلکه الکترولیت‌ها و مواد معدنی موجود در بدن نیز نقش مهمی دارند. مایعات همراه با سدیم، پتاسیم و سایر مواد مغذی به تنظیم فشار خون، عملکرد قلب، فعالیت ماهیچه‌ها و انتقال پیام‌های عصبی کمک می‌کنند. بنابراین، «hydration» یک فرآیند جامع است که به تعادل و عملکرد صحیح بدن مرتبط است و تنها به نوشیدن آب محدود نمی‌شود.

      «hydration» یادآور اهمیت توجه به نیازهای پایه‌ی بدن و سلامت فردی است. حفظ رطوبت مناسب بدن، هم در عملکرد فیزیکی و ذهنی و هم در سلامت پوست و زیبایی نقش دارد. توجه به این فرآیند ساده اما حیاتی، می‌تواند کیفیت زندگی و توانایی انسان را به‌طور چشمگیری بهبود دهد و نشان دهد که آب و رطوبت، پایه‌ای اساسی برای زندگی سالم و پرانرژی هستند.

      ارجاع به لغت hydration

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hydration» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hydration

      لغات نزدیک hydration

      • - hydrastis
      • - hydrate
      • - hydration
      • - hydraulic
      • - hydraulic ram
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hoot human resources planning huxley ian icefall if need be ifs and buts ill nature ill-fated immensity immense asset importance in due course in line of duty in style چغاله‌بادام چوریزو حائز حراست‌نشده پارچه‌ی موج‌دار چه حیف حشره‌شناسی سپرزدارو حضور مطلق خمیر یوفکا دل‌نشین دورودراز عاقبت عجله گریختن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.