بهجایِ، به نمایندگیِ، در عوضِ، ازطرفِ، ازسویِ، ازجانبِ
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Urban planners have prioritized green spaces in place of industrial zones to improve residents' quality of life.
برنامهریزان شهری فضاهای سبز را بهجایِ مناطق صنعتی برای ارتقای کیفیت زندگی ساکنان در اولویت قرار دادهاند.
Students were allowed to submit digital portfolios in place of handwritten assignments to streamline grading.
به دانشجویان اجازه داده شد در عوضِ تکالیف دستنویس، نمونهکارهای دیجیتال تحویل دهند تا سنجش سادهتر شود.
Many educators advocate using project-based assessments in place of traditional exams to better evaluate practical skills.
بسیاری از مربیان پیشنهاد میکنند از ارزیابیهای مبتنیبر پروژه بهجایِ امتحانات سنتی برای ارزیابی بهتر مهارتهای عملی استفاده شود.
Researchers used satellite imagery in place of ground inspections to map deforestation in remote regions.
پژوهشگران از تصاویر ماهوارهای بهجایِ بازرسیهای زمینی برای نقشهبرداری از جنگلزدایی در مناطق دورافتاده استفاده کردند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «in place of» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/in-place-of