Lactation

lækˈteɪʃn lækˈteɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    تبدیل به شیر، ایجاد شیر
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد lactation

  1. noun Feeding an infant by giving suck at the breast
    Synonyms: suckling

ارجاع به لغت lactation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lactation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/lactation

لغات نزدیک lactation

پیشنهاد بهبود معانی