Make An Effort

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
تلاش کردن، کوشش کردن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح پیشرفته

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
- You need to make an effort to improve your grades.
- برای بهبود نمراتت باید تلاش کنی.
- She made an effort to be polite, even though she was angry.
- او تلاش کرد که مودب باشد، حتی با اینکه عصبانی بود.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت make an effort

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «make an effort» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/make-an-effort

لغات نزدیک make an effort

پیشنهاد بهبود معانی