آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Melanoid

məˈlæ.nɔɪd məˈlæ.nɔɪd

معنی melanoid | جمله با melanoid

adjective

ملانینی، تیره‌رنگ، حاوی ملانین

Certain fungi produce melanoid compounds during growth.

برخی قارچ‌ها درطول رشد ترکیبات ملانینی تولید می‌کنند.

Melanoid spots can be an indication of excessive sun exposure.

لکه‌های تیره‌رنگ می‌توانند نشانه‌ای از تابش بیش از حد آفتاب باشند.

adjective

ملانوزی، مربوط به بیماری ملانوز

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

Certain diseases can trigger melanoid discoloration.

برخی بیماری‌ها می‌توانند باعث تغییر رنگ ملانوزی شوند.

Melanoid changes were observed in the tissue sample.

تغییرات ملانوزی در نمونه‌ی بافت مشاهده شد.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت melanoid

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «melanoid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/melanoid

لغات نزدیک melanoid

پیشنهاد بهبود معانی