آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ شهریور ۱۴۰۴

      Miller

      ˈmɪlər ˈmɪlə

      معنی miller

      noun

      آسیابان، (جانورشناسی) نوعی پروانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد miller

      1. noun United States playwright (1915-2005)
        Synonyms:
        arthur miller glenn miller alton glenn miller mill owner mill operator meal grinder
      1. noun United States novelist whose novels were originally banned as pornographic (1891-1980)
        Synonyms:
        Henry Miller Henry Valentine Miller henry miller
      1. noun machine tool in which metal that is secured to a carriage is fed against rotating cutters that shape it
        Synonyms:
        milling-machine
      1. noun any of various moths that have powdery wings
        Synonyms:
        moth miller

      سوال‌های رایج miller

      معنی miller به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «miller» در زبان فارسی به «آسیابان» ترجمه می‌شود.

      این واژه به فردی اشاره دارد که مسئول آسیاب کردن غلات مانند گندم، جو یا ذرت است تا به آرد یا محصولات مشابه تبدیل شوند. آسیابان‌ها از قدیم نقش حیاتی در تأمین مواد غذایی جوامع داشته‌اند، زیرا آرد یکی از پایه‌ای‌ترین مواد خوراکی برای تهیه نان و سایر محصولات غذایی به شمار می‌رود. به همین دلیل، شغل miller همواره اهمیت اقتصادی و اجتماعی بالایی در جوامع کشاورزی و شهری داشته است.

      تاریخچه‌ی آسیابان‌ها به هزاران سال پیش بازمی‌گردد. در ابتدا، آسیاب‌ها به‌صورت دستی یا با استفاده از سنگ‌های بزرگ و انرژی انسان یا حیوان کار می‌کردند. با گذشت زمان، آسیاب‌های بادی و آبی ساخته شدند که توانایی آسیاب کردن حجم بیشتری از غلات را داشتند و زندگی مردم را آسان‌تر کردند. بنابراین، نقش miller نه تنها به آسیاب کردن غلات محدود می‌شد، بلکه با توسعه فناوری و اقتصاد محلی نیز پیوند خورده بود.

      از منظر اجتماعی، آسیابان‌ها معمولاً جایگاه خاصی در جامعه داشتند. آسیاب‌ها محل تجمع مردم و مرکز تبادل اطلاعات محلی بودند و آسیابان‌ها به‌عنوان افرادی با مهارت و دانش فنی شناخته می‌شدند. در برخی فرهنگ‌ها، نقش miller در داستان‌ها و افسانه‌ها نیز بازتاب یافته است، جایی که آسیابان گاه نماد تلاش، مهارت و مسئولیت‌پذیری یا حتی چالش‌ها و مشکلات زندگی روزمره بوده است.

      در دوران مدرن، با پیشرفت صنایع غذایی و مکانیزه شدن فرآیند آسیاب، نقش سنتی miller تغییر کرده است. امروزه آسیابان‌ها ممکن است به مدیریت کارخانه‌های بزرگ آردسازی، کنترل کیفیت و نظارت بر فرآیند تولید مشغول باشند. هرچند ابزارها و مقیاس کار تغییر کرده است، اما ماهیت اصلی شغل—تبدیل دانه‌های خام به محصولی قابل مصرف—همچنان حفظ شده است. این نشان می‌دهد که مفهوم miller با گذر زمان به شکل صنعتی و علمی توسعه یافته، اما ریشه‌ی سنتی و انسانی آن همچنان قابل احترام است.

      علاوه بر کاربرد اقتصادی، miller در ادبیات و فرهنگ عمومی نیز جایگاه دارد. در بسیاری از آثار داستانی و شعری، آسیابان نمادی از تلاش روزمره، صبر و ثبات در زندگی است. حتی اصطلاحات و ضرب‌المثل‌هایی مرتبط با آسیاب و آسیابان در فرهنگ‌های مختلف نشان‌دهنده‌ی ارزش اجتماعی و فرهنگی این حرفه است. واژه‌ی miller نه تنها شغلی فنی و اقتصادی را نشان می‌دهد، بلکه حامل بار فرهنگی و تاریخی قابل توجهی نیز هست.

      ارجاع به لغت miller

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «miller» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/miller

      لغات نزدیک miller

      • - millepede
      • - millepore
      • - miller
      • - miller's-thumb
      • - millerite
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.