Minibar

ˈmɪnibɑːr ˈmɪnibɑː(r)
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    هتل (مخصوص نوشیدنی) یخچال کوچک، یخچال کوچک در اتاق هتل‌ها دارای نوشیدنی‌ها و میان‌ وعده
    • - bedrooms have telephone, radio and minibar.
    • - اتاق خواب ها دارای تلفن، رادیو و یخچال هستند.
    • - There is room service but bedrooms have no minibar or air-conditioning.
    • - .سرویس اتاق وجود دارد اما اتاق خواب‌ها فاقد مینی‌بار یا تهویه مطبوع هستند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد minibar

  1. noun Sideboard with compartments for holding bottles
    Synonyms: cellaret

ارجاع به لغت minibar

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «minibar» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/minibar

لغات نزدیک minibar

پیشنهاد بهبود معانی