گذشتهی ساده:
misconstruedشکل سوم:
misconstruedسومشخص مفرد:
misconstruesوجه وصفی حال:
misconstruingسوءتعبیر کردن، بد تفسیر کردن، اشتباه برداشت کردن، سوءبرداشت کردن، در فهمیدن مقصود (کسی) اشتباه کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Don't misconstrue my intention.
منظور مرا سوءتعبیر نکن.
Speakers must articulate their points clearly to ensure that the audience does not misconstrue their intended message.
سخنرانان باید نکات خود را بهوضوح بیان کنند تا اطمینان حاصل شود که مخاطبان پیام مورد نظر آنها را سوءبرداشت نمیکنند.
Listeners often misconstrue the professor's nuanced arguments if they are not familiar with the foundational theories of economic policy.
شنوندگان اغلب استدلالهای دقیق استاد را اشتباه برداشت میکنند اگر با نظریههای بنیادی سیاست اقتصادی آشنا نباشند.
Candidates should carefully read all instructions to avoid misconstruing the requirements for the essay portion of the exam.
داوطلبان باید تمام دستورالعملها را با دقت بخوانند تا از سوءتعبیر کردن الزامات بخش مقالهی آزمون جلوگیری شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «misconstrue» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/misconstrue