آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ خرداد ۱۴۰۳

      Modal

      ˈmoʊdl ˈməʊdl

      شکل جمع:

      modals

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت در معنای اول: modal verb

      معنی modal | جمله با modal

      adjective noun countable B1

      دستور زبان (فعل) کمکی، وجهی، مدال

      link-banner

      آموزش دستور زبان انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      a modal auxiliary

      فعل کمکی معین

      The teacher explained the different modals.

      استاد افعال وجهی مختلف را توضیح داد.

      adjective

      استدلالی، عقلانی

      She explored the modal implications of the theorem through a rigorous analysis.

      او مفاهیم استدلالی قضیه را ازطریق یک تحلیل دقیق بررسی کرد.

      The modal approach allows for a nuanced examination of potential outcomes in decision-making processes.

      رویکرد عقلانی امکان بررسی دقیق نتایج بالقوه در فرآیندهای تصمیم‌گیری را فراهم می‌کند.

      adjective

      قراردادی، وضعی

      The modal contract outlined specific provisions on how the project would proceed.

      قرارداد وضعی مفاد خاصی را در مورد چگونگی ادامه‌ی پروژه مشخص کرده است.

      The contract's modal provisions ensured a smooth and structured process for both parties involved.

      مفاد پیمان قراردادی یک فرآیند روان و ساختاریافته را برای هر دو طرف دست‌اندرکار تضمین کرد.

      adjective

      ملودیک، مربوط به حالتی از موسیقی

      The modal harmonies in the piece created a hauntingly beautiful atmosphere.

      هارمونی‌های ملودیک در این قطعه فضای بسیار زیبایی را ایجاد کرده است.

      The modal melodies in the song were reminiscent of ancient folk music.

      ترانه‌های ملودیک در این آهنگ یادآور موسیقی گروهی قدیمی بود.

      adjective

      ساختاری

      The architectural plans focused on the modal aspects of the building.

      طرح‌های معماری بر جنبه‌های ساختاری ساختمان تمرکز داشتند.

      The painting showcased a modal approach.

      این نقاشی یک رویکرد ساختاری را به نمایش گذاشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد modal

      1. noun an auxiliary verb (such as `can' or `will') that is used to express modality
        Synonyms:
        modal verb modal auxiliary verb modal-auxiliary
      1. adjective relating to or constituting the most frequent value in a distribution
        Synonyms:
        average

      سوال‌های رایج modal

      شکل جمع modal چی میشه؟

      شکل جمع modal در زبان انگلیسی modals است.

      ارجاع به لغت modal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «modal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/modal

      لغات نزدیک modal

      • - mod
      • - modacrylic
      • - modal
      • - modal auxiliary
      • - modality
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.