به طرز احمقانه، به طور نامعقول، به طور بیمعنی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The instructions were written nonsensically, making it hard to understand.
دستورالعملها به صورت بیمعنی نوشته شده بودند و فهمیدن آنها سخت بود.
He spoke nonsensically after staying up all night without sleep.
او پس از بیدار ماندن تمام شب به طور بیمعنی صحبت کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «nonsensically» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/nonsensically