گذشتهی ساده:
offloadedشکل سوم:
offloadedسومشخص مفرد:
offloadsوجه وصفی حال:
offloadingشکل نوشتاری دیگر این لغت: off-load
همچنین میتوان از off-loads بهجای offloads، از off-loaded بهجای offloaded و از off-loading بهجای offloading استفاده کرد.
همچنین میتوان از unload به جای offload استفاده کرد.
خالی کردن، تخلیه کردن
To mitigate port congestion, larger container ships often offload a portion of their cargo onto smaller feeder vessels for onward distribution.
برای کاهش ازدحام بندر، کشتیهای کانتینری بزرگتر اغلب بخشی از محمولهی خود را به کشتیهای کوچکتر سوخترسان تخلیه میکنند تا برای توزیع بیشتر آماده شود.
The new software update allows users to offload large files directly to external storage devices, freeing up valuable internal memory.
بهروزرسانی نرمافزاری جدید به کاربران اجازه میدهد که فایلهای حجیم را مستقیماً به دستگاههای ذخیرهسازی خارجی خالی کنند و حافظهی داخلی بهدردبخور را آزاد کنند.
خلاص شدن، واگذار کردن، انتقال دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
To enhance supply chain efficiency, many multinational corporations choose to offload non-core logistical operations to third-party providers, thereby optimizing resource allocation.
برای افزایش کارایی زنجیرهی تامین، بسیاری از شرکتهای چندملیتی انتخاب میکنند که عملیات لجستیکی غیراصلی را به ارائهدهندگان شخص ثالث واگذار کنند و بدینترتیب تخصیص منابع را بهینه سازند.
During the lecture on business strategies, the professor discussed how companies can offload certain manufacturing processes to specialized factories to reduce overhead costs.
در طول سخنرانی دربارهی راهبردهای کسبوکار، استاد بحث کرد که چگونه شرکتها میتوانند فرآیندهای تولیدی خاصی را به کارخانههای تخصصی انتقال دهند تا هزینههای سربار را کاهش دهند.
The city council plans to offload the responsibility for waste collection in residential areas to private contractors, anticipating improved service delivery.
شورای شهر قصد دارد مسئولیت جمعآوری زباله در مناطق مسکونی را به پیمانکاران خصوصی واگذار کند و انتظار بهبود ارائهی خدمات را دارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «offload» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/offload