آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

      Offload

      ˈɑːf.loʊd ˌɒfˈləʊd

      گذشته‌ی ساده:

      offloaded

      شکل سوم:

      offloaded

      سوم‌شخص مفرد:

      offloads

      وجه وصفی حال:

      offloading

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت: off-load

      همچنین می‌توان از off-loads به‌جای offloads، از off-loaded به‌جای offloaded و از off-loading به‌جای offloading استفاده کرد.

      همچنین می‌توان از unload به‌ جای offload استفاده کرد.

      معنی offload | جمله با offload

      verb - transitive C1

      خالی کردن، تخلیه کردن

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      To mitigate port congestion, larger container ships often offload a portion of their cargo onto smaller feeder vessels for onward distribution.

      برای کاهش ازدحام بندر، کشتی‌های کانتینری بزرگ‌تر اغلب بخشی از محموله‌ی خود را به کشتی‌های کوچک‌تر سوخت‌رسان تخلیه می‌کنند تا برای توزیع بیشتر آماده شود.

      The new software update allows users to offload large files directly to external storage devices, freeing up valuable internal memory.

      به‌روزرسانی نرم‌افزاری جدید به کاربران اجازه می‌دهد که فایل‌های حجیم را مستقیماً به دستگاه‌های ذخیره‌سازی خارجی خالی کنند و حافظه‌ی داخلی به‌دردبخور را آزاد کنند.

      verb - transitive B2

      خلاص شدن، واگذار کردن، انتقال دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      To enhance supply chain efficiency, many multinational corporations choose to offload non-core logistical operations to third-party providers, thereby optimizing resource allocation.

      برای افزایش کارایی زنجیره‌ی تامین، بسیاری از شرکت‌های چندملیتی انتخاب می‌کنند که عملیات لجستیکی غیراصلی را به ارائه‌دهندگان شخص ثالث واگذار کنند و بدین‌ترتیب تخصیص منابع را بهینه سازند.

      During the lecture on business strategies, the professor discussed how companies can offload certain manufacturing processes to specialized factories to reduce overhead costs.

      در طول سخنرانی درباره‌ی راهبردهای کسب‌وکار، استاد بحث کرد که چگونه شرکت‌ها می‌توانند فرآیندهای تولیدی خاصی را به کارخانه‌های تخصصی انتقال دهند تا هزینه‌های سربار را کاهش دهند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The city council plans to offload the responsibility for waste collection in residential areas to private contractors, anticipating improved service delivery.

      شورای شهر قصد دارد مسئولیت جمع‌آوری زباله در مناطق مسکونی را به پیمانکاران خصوصی واگذار کند و انتظار بهبود ارائه‌ی خدمات را دارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت offload

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «offload» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/offload

      لغات نزدیک offload

      • - offline operation
      • - offline storage
      • - offload
      • - offprint
      • - offramp
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت am و pm چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      slippery elm balsam fir hawthorn sugar maple white oak pitch pine red pine sassafras shadbush sycamore tulip tree black walnut alder apple tree apple دگرگونی پاستوریزه همجوش پذیر همبسته بودن نگاه کردن سطل آشغال زیگزاگ بازنمایی باز ویرایی اسبق آره اره کردن آلو خشک آهنین فلامینگو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.