آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳ شهریور ۱۴۰۴

    Paralegal

    ˌpærəˈliːɡl ˌpærəˈliːɡl

    معنی paralegal

    adjective

    دستیار وکیل دادگستری، کمک وکیل

    adjective

    وابسته به دستیاری حقوقی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد paralegal

    1. noun a person with specialized training who assists lawyers
      Synonyms:
      legal assistant

    سوال‌های رایج paralegal

    معنی paralegal به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «paralegal» در زبان فارسی به «دستیار حقوقی» یا «کمک‌حقوقی» ترجمه می‌شود.

    «دستیار حقوقی» به فردی اطلاق می‌شود که در امور حقوقی، اداری و پژوهشی به وکلا و مشاوران حقوقی کمک می‌کند، اما خودش به‌طور مستقل حق وکالت یا ارائه‌ی خدمات حقوقی رسمی را ندارد. وظیفه‌ی اصلی یک paralegal فراهم کردن بستر لازم برای فعالیت‌های وکلاست تا آن‌ها بتوانند با تمرکز بیشتری به پرونده‌های مهم بپردازند. این افراد بخش مهمی از ساختار حقوقی به‌شمار می‌آیند و نقش آن‌ها در مدیریت و سامان‌دهی کارهای حقوقی بسیار پررنگ است.

    از نظر وظایف، یک دستیار حقوقی می‌تواند کارهایی چون جست‌وجو و بررسی پرونده‌های مشابه، مطالعه‌ی قوانین و مقررات، تنظیم پیش‌نویس قراردادها یا دادخواست‌ها، جمع‌آوری مدارک و شواهد، و آماده‌سازی گزارش‌های حقوقی را انجام دهد. این فعالیت‌ها اگرچه در ظاهر ساده به نظر می‌رسند، اما پایه و اساس تصمیم‌گیری‌های حقوقی محسوب می‌شوند. بدون کار دقیق و حرفه‌ای یک paralegal، بسیاری از وکلا نمی‌توانند در دادگاه یا جلسات مشاوره به‌خوبی از موکلان خود دفاع کنند.

    تحصیل و آموزش برای تبدیل شدن به دستیار حقوقی بسته به کشورها و نظام‌های حقوقی متفاوت است. در بسیاری از کشورها دوره‌های آموزشی تخصصی وجود دارد که افراد را با اصول حقوق، نگارش حقوقی، روش‌های تحقیق، و کاربرد نرم‌افزارهای مرتبط آشنا می‌کند. با این حال، برخلاف وکلا، یک paralegal ملزم به گذراندن دانشکده‌ی حقوق و دریافت پروانه‌ی وکالت نیست. این موضوع باعث می‌شود ورود به این حرفه سریع‌تر باشد، اما همچنان نیازمند دقت، دانش و مهارت‌های پژوهشی قوی است.

    از نظر بازار کار، دستیاران حقوقی جایگاه مهمی در مؤسسات حقوقی، دفاتر وکالت، شرکت‌های بزرگ، نهادهای دولتی و حتی بانک‌ها دارند. بسیاری از شرکت‌های بین‌المللی برای مدیریت قراردادها و پیگیری مسائل حقوقی خود از paralegalها استفاده می‌کنند، زیرا این کار علاوه‌بر صرفه‌جویی در هزینه‌ها، دقت و کارآمدی بیشتری را هم به همراه دارد. بنابراین، تقاضا برای دستیاران حقوقی در بسیاری از کشورها همواره رو به افزایش است.

    باید گفت که «paralegal» یا دستیار حقوقی، نقطه‌ی اتصال میان وکلا و واقعیت‌های اجرایی پرونده‌هاست. آن‌ها با ترکیب مهارت‌های پژوهشی، اداری و حقوقی، بخشی جدایی‌ناپذیر از نظام حقوقی محسوب می‌شوند. هرچند که جایگاه‌شان از نظر قانونی با وکلا متفاوت است، اما تأثیرشان در موفقیت پرونده‌ها و روندهای حقوقی انکارناپذیر است. به همین دلیل، این حرفه هم از منظر علمی و هم از جنبه‌ی کاربردی ارزش و اعتبار زیادی دارد.

    ارجاع به لغت paralegal

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «paralegal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/paralegal

    لغات نزدیک paralegal

    • - parakeet
    • - paraldehyde
    • - paralegal
    • - paraleipsis
    • - paralinguistics
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.