شخص
شکل کامل: person
She is a talented pers.
او شخص بااستعدادی است.
That pers is always playing loud music.
آن شخص همیشه موسیقی با صدای بلند پخش میکند.
شخصی
شکل کامل: personal
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I need to take care of my pers matters.
باید به مسائل شخصیام رسیدگی کنم.
My personal belongings were scattered all over the room.
وسایل شخصی من در تمام اتاق پخش شده بود.
پرسنل
شکل کامل: personnel
Our company is hiring new pers.
شرکت ما درحال استخدام پرسنل جدید است.
It's important to have qualified pers in any organization.
داشتن پرسنل متعهد در هر سازمانی مهم است.
قدیمی (.Pers) ایران
شکل کامل: Persia
Pers. art influenced many neighboring cultures.
هنر ایران باستان بر بسیاری از فرهنگهای همسایه تأثیر گذاشت.
Pers. was known for its remarkable roads and postal system.
ایران باستان بهخاطر راههای چشمگیر و سیستم پستیاش شناخته میشد.
The ruins reveal how advanced Pers. engineering was.
خرابهها نشان میدهند مهندسی ایران باستان تا چه اندازه پیشرفته بود.
Contact between Pers. and Greece led to cultural exchange.
ارتباط بین ایران باستان و یونان منجر به تبادل فرهنگی شد.
(Pers) ایرانی، فارسی
شکل کامل: Persian
She is reading a Pers book.
او درحال خواندن یک کتاب فارسی است.
Do you speak Pers?
آیا شما فارسی صحبت میکنید؟
He studied Pers literature at university.
او ادبیات فارسی را در دانشگاه خواند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pers» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pers