چوب نیزه، دستهی چوبی نیزه
The museum displayed an antique pikestaff from the 17th century.
موزه چوب نیزهی عتیقهای از قرن هفدهم را به نمایش گذاشت.
She used a pikestaff to prop the gate open during the festival.
او از دستهی چوبی نیزه برای نگه داشتن دروازهی باز هنگام جشن استفاده کرد.
عصای تیز (برای استفاده در زمین لغزنده)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She planted her pikestaff firmly and pulled herself up the slippery bank.
او عصای تیزش را محکم فرو کرد و خود را از روی ساحل لغزنده بالا کشید.
He tapped the frozen ground with his pikestaff to find solid footing.
او با عصای تیزش به زمین یخزده میزد تا جای ثابتی را پیدا کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pikestaff» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pikestaff