آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ شهریور ۱۴۰۴

    Psychotherapeutics

    معنی psychotherapeutics

    plural

    (با فعل مفرد) رجوع شود به: psychotherapy

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج psychotherapeutics

    معنی psychotherapeutics به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «psychotherapeutics» در زبان فارسی به «روان‌درمانگری» یا «روان‌درمانی» ترجمه می‌شود.

    این اصطلاح به شاخه‌ای از دانش روان‌شناسی و پزشکی اشاره دارد که با استفاده از روش‌های غیر دارویی به درمان مشکلات روانی، عاطفی و رفتاری می‌پردازد. در روان‌درمانگری، گفت‌وگو، تعامل، و تکنیک‌های خاص روان‌شناختی به‌کار گرفته می‌شوند تا فرد بتواند با تعارضات درونی، اضطراب‌ها یا اختلالات شخصیتی خود کنار بیاید و کیفیت زندگی‌اش را بهبود بخشد.

    از منظر علمی، روان‌درمانگری بر پایه‌ی نظریه‌ها و مکاتب گوناگون روان‌شناسی بنا شده است. برای نمونه، روان‌کاوی با تمرکز بر ناخودآگاه و تجربه‌های کودکی، رفتاردرمانی با تأکید بر تغییر الگوهای رفتاری، و شناخت‌درمانی با تمرکز بر اصلاح افکار ناکارآمد، همگی زیرشاخه‌هایی از «psychotherapeutics» محسوب می‌شوند. هدف مشترک همه‌ی این رویکردها کمک به فرد در جهت شناخت بهتر خود، مقابله با مشکلات و دستیابی به زندگی روانی متعادل‌تر است.

    از منظر کاربردی، روان‌درمانگری می‌تواند در درمان اختلالات متعددی مانند افسردگی، اضطراب، وسواس، اختلالات خوردن یا حتی مشکلات ارتباطی به کار رود. جلسات روان‌درمانی معمولاً به‌صورت فردی، گروهی، یا خانوادگی برگزار می‌شوند و هرکدام بر اساس نیازها و شرایط مراجع طراحی می‌شوند. به عنوان مثال، فردی که از اضطراب اجتماعی رنج می‌برد، در فرآیند روان‌درمانگری می‌آموزد که با استفاده از تمرین‌های تدریجی، مهارت‌های اجتماعی خود را تقویت کند و از شدت ترس‌هایش بکاهد.

    از منظر تاریخی، روان‌درمانگری در اواخر قرن نوزدهم با کارهای زیگموند فروید و همکارانش شکل گرفت و به‌تدریج توسعه یافت. در قرن بیستم، با ظهور مکاتب جدید مانند رفتارگرایی، انسان‌گرایی و شناخت‌درمانی، گستره‌ی روان‌درمانگری بسیار وسیع‌تر شد. امروزه با پیشرفت علوم اعصاب و روان‌شناسی شناختی، بسیاری از رویکردهای نوین روان‌درمانگری تلاش می‌کنند میان عوامل زیستی و روانی پیوند برقرار کنند تا درمانی جامع‌تر ارائه دهند.

    از منظر فرهنگی و اجتماعی، روان‌درمانگری نقشی حیاتی در ارتقای سلامت روان جامعه دارد. این رشته نه‌تنها به درمان بیماری‌های روانی کمک می‌کند، بلکه در پیشگیری از بروز مشکلات نیز نقش مهمی ایفا می‌نماید. آگاهی‌بخشی درباره‌ی اهمیت روان‌درمانگری باعث می‌شود افراد در مواجهه با بحران‌های شخصی یا اجتماعی، به جای سرکوب مشکلات، از کمک تخصصی بهره‌مند شوند. «psychotherapeutics» یا روان‌درمانگری به عنوان علمی پویا و کاربردی، هم ابزاری برای درمان فردی است و هم راهکاری برای ارتقای سلامت روان جمعی.

    ارجاع به لغت psychotherapeutics

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «psychotherapeutics» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/psychotherapeutics

    لغات نزدیک psychotherapeutics

    • - psychosurgery
    • - psychotherapeutic
    • - psychotherapeutics
    • - psychotherapist
    • - psychotherapy
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.