تسکیندهنده، آرامشدهنده
A hot cup of tea is a great reliever after a long day.
یک فنجان چای داغ پساز یک روز طولانی تسکیندهنده است.
Deep breathing can be a powerful reliever of anxiety.
تنفس عمیق میتواند تسکیندهندهای قوی برای اضطراب باشد.
Laughter is a natural reliever that helps lift the mood.
خنده آرامشدهندهای طبیعی است که به بالا بردن روحیه کمک میکند.
پزشکی داروسازی داروی درمان آسم، داروی سالبوتامول
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She used her reliever inhaler when she had an asthma attack.
وقتی دچار حملهی آسم شد، از داروی درمان آسمش استفاده کرد.
Carry your reliever at all times in case of a sudden asthma episode.
در صورت بروز ناگهانی آسم، همیشه داروی درمان آسم را همراه داشته باشید.
Reliever inhalers are essential for people with sudden asthma symptoms.
داروی سالبوتامول برای افرادی که دچار علائم ناگهانی آسم میشوند ضروری هستند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «reliever» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reliever