آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مهر ۱۴۰۴

      Rotational

      American: roʊˈteɪʃn̩əl British: rəʊˈteɪʃn̩əl

      معنی rotational

      adjective

      ( rotation ) چرخش، دوران، گردش به دور

      adjective

      چرخشی، دورانی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج rotational

      معنی rotational به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی rotational در زبان فارسی به «چرخشی»، «گردشی» یا «وابسته به چرخش» ترجمه می‌شود.

      این واژه از ریشه‌ی rotate به معنای «چرخیدن» گرفته شده و در زبان انگلیسی برای توصیف هر پدیده، حرکت یا نظامی به کار می‌رود که در آن نوعی گردش یا چرخش منظم وجود دارد. مفهوم چرخش در این واژه می‌تواند فیزیکی، هندسی، فنی یا حتی استعاری باشد، بسته به اینکه در چه زمینه‌ای مورد استفاده قرار گیرد.

      در علوم فیزیک و مهندسی، rotational به حرکتی اشاره دارد که در آن یک جسم حول محوری مشخص می‌چرخد. برای مثال، وقتی از rotational motion (حرکت چرخشی) صحبت می‌شود، منظور حرکتی است که در آن نقاط مختلف جسم مسیرهای دایره‌ای پیرامون محور چرخش را طی می‌کنند. در این حوزه، مفاهیمی مانند rotational speed (سرعت زاویه‌ای)، rotational energy (انرژی چرخشی)، و rotational inertia (لختی دورانی) از بنیادی‌ترین مباحث فیزیک مکانیک هستند. این ویژگی‌ها توصیف‌کننده‌ی رفتار اجسام در حال چرخش و نحوه‌ی توزیع جرم در آن‌ها می‌باشند.

      در زمینه‌ی فناوری و مهندسی صنعتی، واژه‌ی rotational معمولاً در توصیف قطعات یا سیستم‌هایی به کار می‌رود که با حرکت دورانی کار می‌کنند. موتورهای الکتریکی، توربین‌ها، چرخ‌دنده‌ها و پروانه‌ها همگی دارای بخش‌های چرخشی هستند که عملکرد کل سامانه به آن‌ها وابسته است. در چنین مواردی، کنترل حرکت چرخشی — از جمله سرعت، جهت و تعادل — برای کارکرد ایمن و کارآمد دستگاه اهمیت فراوانی دارد.

      در حوزه‌ی سازمانی و آموزشی نیز rotational کاربرد استعاری پیدا کرده است. مثلاً در اصطلاح rotational program (برنامه‌ی چرخشی)، اشاره به نظامی دارد که در آن افراد به‌صورت دوره‌ای بین بخش‌های مختلف یک سازمان جابه‌جا می‌شوند تا تجربه و مهارت‌های گوناگون کسب کنند. این روش در بسیاری از شرکت‌های بین‌المللی برای آموزش مدیران آینده یا متخصصان چندمهارته به کار می‌رود و هدف آن ایجاد درک جامع‌تر از ساختار و فرآیندهای سازمانی است.

      در معنایی گسترده‌تر، rotational نماد پویایی و تداوم است. چرخش در طبیعت و جهان همواره نشانه‌ای از نظم و حرکت مداوم بوده است — از چرخش زمین به دور محور خود گرفته تا گردش سیارات در منظومه‌ی شمسی. بنابراین، این واژه نه‌تنها مفهومی علمی، بلکه معنایی فلسفی نیز دارد: بیانگر چرخه‌ی زندگی، تکرار و تحول دائمی در جریان زمان و فضا.

      rotational واژه‌ای است که در عین سادگی، گستره‌ای وسیع از مفاهیم فیزیکی، فنی و نمادین را در بر می‌گیرد. چه در علم مکانیک و چه در نظام‌های انسانی، «چرخش» همواره به معنای حرکت، تغییر و پایداری در عین پویایی است — ویژگی‌ای که جوهره‌ی جهان فیزیکی و حیات انسانی را شکل می‌دهد.

      ارجاع به لغت rotational

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rotational» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rotational

      لغات نزدیک rotational

      • - rotation fault
      • - rotation of crops
      • - rotational
      • - rotational delay
      • - rotational speed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.