ماسهای، شنی، ماسهدار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Children loved to build castles on the sabulous shore at low tide.
بچهها دوست داشتند در زمان جزر، قصرهایی روی ساحل ماسهای بسازند.
The botanist examined the sabulous soil to see which plants could thrive there.
گیاهشناس خاک شنی را بررسی کرد تا ببیند کدام گیاهان میتوانند در آن رشد کنند.
The sabulous seabed made anchoring difficult for the small boat.
بستر شنی دریا، پهلو گرفتن قایق کوچک را دشوار میکرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «sabulous» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sabulous