روانشناسی سیاست منفعت جانبی و پنهان، منفعت ثانویه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The patient's secondary gain included being excused from work.
منفعت جانبی بیمار شامل معاف شدن از کار بود.
Avoiding difficult tasks served as a secondary gain for his persistent fatigue.
اجتناب از وظایف دشوار بهعنوان یک منفعت جانبی برای خستگی مداوم او عمل میکرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «Secondary gain» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/secondary-gain