شکل جمع:
skylightsمعماری پنجرهی سقفی، نورگیر سقف، پنجرهی طاق
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
A crack in the skylight caused a small leak during the storm.
ترک در پنجرهی سقفی، باعث نشت جزئی هنگام طوفان شد.
She opened the skylight to watch the stars.
او نورگیر سقف را باز کرد تا ستارهها را تماشا کند.
The skylight in the attic lets in soft morning light.
پنجرهی سقفی در زیرشیروانی نور ملایم صبح را وارد میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «skylight» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/skylight