شکل نوشتاری دیگر این لغت: snowblower
همچنین میتوان از snow thrower بهجای snow blower استفاده کرد.
ماشین برفروبی، برفروب
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The municipality uses large snow blowers on main roads.
شهرداری از ماشینهای برفروبی بزرگ در خیابانهای اصلی استفاده میکند.
Don't run the snow blower near children or pets.
برفروب را نزدیک کودکان یا حیوانات خانگی روشن نکنید.
The snow blower cleared the driveway in twenty minutes.
ماشین برفروبی راه ورودی را در بیست دقیقه پاک کرد.
I bought a new snow blower last winter.
سال گذشته یک ماشین برفروبی جدید خریدم.
He started the snow blower early in the morning.
او صبح زود ماشین برفروبی را روشن کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «snow blower» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/snow blower