گذشتهی ساده:
spilled outشکل سوم:
spilt outسومشخص مفرد:
spills outوجه وصفی حال:
spilling outلبریز شدن، سرازیر شدن، بیرون ریختن
Heavy rain caused the river to spill out of its banks.
باران شدید باعث شد رودخانه از بستر خود لبریز و سرازیر شود.
The milk spilled out of the glass.
شیر از لیوان سرازیر شد.
بیرون رفتن، سرازیر شدن، خارج شدن (تعداد زیادی از آدمها از جایی بهطور همزمان)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
After the concert ended, fans spilled out of the stadium into the streets.
پساز پایان کنسرت، طرفداران از ورزشگاه به خیابانها سرازیر شدند.
When the school bell rang, children spilled out of the classrooms laughing and shouting.
وقتی زنگ مدرسه به صدا درآمد، کودکان از کلاسها بیرون ریختند و با خنده و فریاد بهسمت حیاط رفتند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «spill out» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/spill-out