Tabulation

ˌtæbjəˈleɪʃn̩ ˌtæbjʊˈleɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:
  • noun
    جدول‌بندی، تنظیم به‌صورت جدول، تسطیح
  • noun
    جدول بندی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد tabulation

  1. noun Information set out in tabular form
    Synonyms: tabular matter
  2. noun An orderly columnar display of data
    Synonyms: chart, table

ارجاع به لغت tabulation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «tabulation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/tabulation

لغات نزدیک tabulation

پیشنهاد بهبود معانی