آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Tam

tæm tæm

معنی tam | جمله با tam

noun countable

پوشاک تام‌اوشانتر، تامی (نوعی کلاه اسکاتلندی)، کلاه پشمی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

My sister's favorite accessory is her black tam.

اکسسوری موردعلاقه‌ی خواهرم کلاه پشمی مشکی اوست.

The traditional Scottish outfit includes a tartan kilt and a matching tam.

لباس سنتی اسکاتلندی شامل یک کت تارتان و یک تام‌اوشانتر مشابه است.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tam

  1. noun A woolen cap of Scottish origin
    Synonyms:
    tammy tam-o-shanter

ارجاع به لغت tam

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «tam» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tam

لغات نزدیک tam

پیشنهاد بهبود معانی