گذشتهی ساده:
topped upشکل سوم:
topped upسومشخص مفرد:
tops upوجه وصفی حال:
topping upانگلیسی بریتانیایی پر کردن، اضافه کردن (به چیزی که نیمهپر است)
در انگلیسی آمریکایی از top off استفاده میشود.
Before embarking on long journeys, it is advisable for drivers to top up their car's coolant reservoir to prevent overheating.
قبلاز شروع سفرهای طولانی، توصیه میشود رانندگان مخزن خنککننده خودروی خود را پر کنند تا از گرم شدن بیش از حد جلوگیری شود.
To maintain optimal performance of the laboratory equipment, technicians are instructed to regularly top up the distilled water in the purification system.
برای حفظ عملکرد بهینهی تجهیزات آزمایشگاهی، به تکنسینها دستور داده شده است که بهطور منظم آب مقطر سیستم تصفیه را پر کنند.
The attendant will top up the fuel tank to its maximum capacity upon request, ensuring sufficient range for the vehicle.
متصدی درصورت درخواست، باک سوخت را تا حداکثر ظرفیت پر خواهد کرد و برد کافی برای وسیلهی نقلیه را تضمین میکند.
انگلیسی بریتانیایی افزایش دادن، شارژ کردن (حساب، سیمکارت و ...)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Students are often advised to top up their public transport cards at the beginning of each week to ensure uninterrupted travel to university.
به دانشجویان اغلب توصیه میشود که کارتهای حملونقل عمومی خود را در ابتدای هر هفته شارژ کنند تا سفر بیوقفهای به دانشگاه داشته باشند.
To avoid service interruption, it is recommended to top up your internet data plan before it expires.
برای جلوگیری از قطع شدن سرویس توصیه میشود قبلاز اتمام طرح دادهی اینترنت خود، آن را شارژ کنید.
Please remember to top up your metro card before you enter the station during peak hours.
لطفاً به یاد داشته باشید که قبلاز ورود به ایستگاه در ساعات اوج مصرف، کارت متروی خود را شارژ کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «top up» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/top-up