استفادهنشده، بهکارگرفتهنشده
Scientists discovered an untapped reservoir of fresh water beneath the desert.
دانشمندان مخزن آب شیرین بهکارگرفتهنشدهای را در زیر بیابان کشف کردند.
Her talent remains untapped because she hasn't had the opportunity.
استعداد او استفادهنشده مانده است؛ چون فرصت (شکوفایی) نداشته است.
دستنخورده، بکر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Farmers found an untapped field.
کشاورزان زمینی بکر پیدا کردند.
The region contains vast untapped natural resources.
این منطقه منابع طبیعی دستنخوردهای دارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «untapped» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/untapped