آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۶ آذر ۱۴۰۴

    Visitatorial

    vɪzɪtəˈtɔːriːəl ˌvɪzɪtəˈtɔːrɪəl

    معنی visitatorial | جمله با visitatorial

    adjective

    نظارتی، بازدیدی، وابسته به یا دارای اختیار بازرسی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    Visitatorial inspections are common in legal and educational institutions.

    بازدیدهای نظارتی در مؤسسات حقوقی و آموزشی رایج هستند.

    The visitatorial powers of the university allow the superintendent to inspect its affairs.

    اختیارات نظارتی دانشگاه به سرپرست اجازه می‌دهد امور آن را بررسی کند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج visitatorial

    معنی visitatorial به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «visitatorial» در زبان فارسی به «بازرس‌گونه»، «نظارتی»، «مربوط به بازرسی»، یا «وابسته به حقِ نظارت و سرکشی» ترجمه می‌شود.

    این واژه برای توصیف اختیارات، اقدامات یا مقاماتی به کار می‌رود که وظیفه‌ی بررسی، ارزیابی یا نظارت بر یک مجموعه، نهاد یا فعالیت را بر عهده دارند. مفهوم آن بیشتر جنبه‌ی رسمی و ساختاری دارد و معمولاً در متونی استفاده می‌شود که بر فرایندهای کنترل، ارزیابی و نظارت تأکید می‌کنند.

    در سطح مفهومی، این واژه به موقعیتی اشاره دارد که فرد یا گروهی اختیار قانونی یا سازمانی برای سرکشی به یک مجموعه یا بررسی عملکرد آن را دارند. این نقش معمولاً با هدف ارزیابی کیفیت کار، بررسی مطابقت با استانداردها یا اطمینان از رعایت قوانین تعریف می‌شود. ویژگی مهم در معنای visitatorial وجود نوعی قدرت بررسی است که از سوی یک مرجع بالاتر اعطا شده باشد.

    در حوزه‌ی آموزشی و دانشگاهی، این واژه برای توصیف نظارت رسمی بر نهادهای علمی به کار می‌رود. در چنین زمینه‌هایی، بازرس یا مرجع ناظر ممکن است وظیفه داشته باشد عملکرد علمی، ساختار مدیریتی یا کیفیت فعالیت‌های آموزشی را مورد بررسی قرار دهد. استفاده از این واژه در این سطح نشان‌دهنده‌ی ماهیت دقیق، رسمی و ساختاری نظارت است و بر اهمیت پایداری و کیفیت در محیط‌های علمی تأکید دارد.

    در حوزه‌ی سازمانی نیز visitatorial به اقداماتی اشاره می‌کند که برای ارزیابی روندها، کارکرد واحدها یا عملکرد کارکنان انجام می‌شود. این نوع بازرسی معمولاً بر پایه‌ی معیارهای مشخص و روش‌های رسمی صورت می‌گیرد و هدف آن ارتقای کیفیت، شفاف‌سازی عملکرد و پیشگیری از مشکلات احتمالی است. در چنین مواردی، مفهوم visitatorial همراه با ارزیابی هدفمند و مبتنی بر استانداردهای حرفه‌ای به کار می‌رود.

    visitatorial واژه‌ای است که به نوعی نقش یا فعالیت نظارتی رسمی اشاره دارد؛ نقشی که در آن فرد یا مرجع ناظر وظیفه دارد ساختارها، عملکرد یا روندهای موجود را با دقت بررسی کند. این مفهوم به دلیل ماهیت رسمی و سازمانی خود در متون تخصصی، اداری و حقوقی کاربرد بیشتری پیدا کرده است. در هر زمینه، تأکید اصلی این واژه بر مسؤولیت بررسی، ارزیابی و اطمینان از رعایت استانداردها و اصول تعیین‌شده است.

    ارجاع به لغت visitatorial

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «visitatorial» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/visitatorial

    لغات نزدیک visitatorial

    • - visitational
    • - visitator
    • - visitatorial
    • - visiter
    • - visitig nurse
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.