فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Wittingly

ˈwɪtɪŋli ˈwɪtɪŋli
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • adverb
    دانسته، به‌عمد، تعمداً، به‌قصد
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد wittingly

  1. adverb With full knowledge and deliberation
    Synonyms: knowingly
    Antonyms: unwittingly

ارجاع به لغت wittingly

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «wittingly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/wittingly

لغات نزدیک wittingly

پیشنهاد بهبود معانی