آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Wristband

ˈrɪstbænd ˈrɪstbænd

شکل جمع:

wristbands

معنی wristband

noun

سراستین، سر دست، النگو، دستبند، بند

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wristband

  1. noun a band of cloth or leather or metal links attached to a wristwatch and wrapped around the wrist
    Synonyms:
    watchband watchstrap bracelet watch bracelet

سوال‌های رایج wristband

شکل جمع wristband چی میشه؟

شکل جمع wristband در زبان انگلیسی wristbands است.

ارجاع به لغت wristband

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «wristband» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wristband

لغات نزدیک wristband

پیشنهاد بهبود معانی