threshold, sill
threshold
sill
در نیمهباز بود و آستان بهدلیل باران خیس بود.
The door was ajar, and the threshold was damp from the rain.
قبلاز عبور از آستان، لطفاً موافقتنامهی ایمنی را امضا کنید.
Before you cross the sill, please sign the safety agreement.
court, royal palace
court
royal palace
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آستان در اسلو در قرن نوزدهم ساخته شد.
The royal palace in Oslo was built during the 19th century.
آستان این ویلا با درختان بلوط کهنه تزئین شده بود.
The court of the manor was adorned with ancient oak trees.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «آستان» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/آستان