squandering, wasting, extravagance, prodigality, profligacy, wastage, wastefulness
squandering
wasting
extravagance
prodigality
profligacy
wastage
wastefulness
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
این طراحی، اسراف را به حداقل میرساند.
This design minimizes wastefulness.
اسراف شرکت در صرف منابع برای پروژههای غیرضروری مانع رشد آن شد.
The company's prodigality in spending resources on unnecessary projects hindered its growth.
شکل درست و معیار این واژه «اسراف» است.
«اسراف» بهمعنای زیادهروی، تبذیر یا مصرف بیرویه است و در فارسی و عربی تنها همین شکل معتبر است.
نوشتن آن بهصورت «اصراف» غلط املایی است و ریشهٔ لغت چنین شکلی را پشتیبانی نمیکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «اسراف» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/اسراف