آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۴

    انتقال به انگلیسی

    معنی‌ها

    فونتیک فارسی / enteghaal /

    transfer, transmission, change - over, switch - over

    transfer

    transmission

    change - over

    switch - over

    حقوق cession

    cession

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد انتقال

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    جابجایی نقل
    مترادف:
    سرایت
    مترادف:
    احاله واگذاری

    سوال‌های رایج انتقال

    انتقال به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «انتقال» در زبان انگلیسی به transfer یا transmission ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «انتقال» به فرایند جابه‌جایی یا انتقال چیزی از یک مکان، وضعیت، فرد یا شیء به دیگری اشاره دارد. این مفهوم گسترده در حوزه‌های مختلف علمی، فناوری، اجتماعی و اقتصادی کاربرد دارد و از ساده‌ترین جابه‌جایی‌ها مانند انتقال یک جسم فیزیکی تا پیچیده‌ترین فرایندها مانند انتقال داده‌ها در شبکه‌های کامپیوتری را شامل می‌شود. انتقال، به‌عنوان یک فرایند کلیدی، امکان پویایی، تبادل و تحول را در سیستم‌های گوناگون فراهم می‌سازد.

    در حوزه فیزیکی، انتقال ممکن است به جابه‌جایی کالاها، انرژی یا افراد اشاره کند. برای مثال، انتقال بارهای سنگین از یک انبار به محل مصرف، یا انتقال انرژی گرمایی بین اجسام مختلف از مصادیق این واژه است. در علوم زیستی، انتقال نیز به فرآیندهایی مانند انتقال اکسیژن از ریه‌ها به خون یا انتقال ژن‌ها بین سلول‌ها اشاره دارد که از اهمیت حیاتی برخوردارند.

    در عرصه فناوری و ارتباطات، «انتقال» به معنای جابه‌جایی داده‌ها و اطلاعات از یک نقطه به نقطه دیگر است. این موضوع در دنیای امروز که ارتباطات دیجیتال و اینترنت بخش اصلی زندگی انسان‌ها را تشکیل می‌دهد، نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. سرعت، امنیت و دقت انتقال اطلاعات، از جمله چالش‌های اصلی این حوزه است که با پیشرفت فناوری‌های نوین بهبود یافته است.

    بُعد اجتماعی و اقتصادی نیز، انتقال مفاهیمی چون انتقال مالکیت، انتقال سرمایه، یا انتقال دانش مطرح است. این فرایندها نقش حیاتی در توسعه، پیشرفت و تبادل فرهنگی دارند. به‌عنوان مثال، انتقال فناوری و دانش میان کشورها به‌عنوان یکی از عوامل مهم رشد اقتصادی شناخته می‌شود. همچنین، در زمینه آموزش و پرورش، انتقال مهارت‌ها و مفاهیم به نسل‌های بعدی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

    «انتقال» واژه‌ای است که ضمن گستردگی کاربرد، همواره نمایانگر حرکت، تغییر و ارتباط میان اجزای مختلف است. این مفهوم در زندگی روزمره و علوم مختلف جایگاه ویژه‌ای دارد و بدون آن، تعاملات، پیشرفت‌ها و تبادل‌های لازم برای پویایی جامعه و طبیعت امکان‌پذیر نخواهد بود. انتقال، پلی است میان گذشته و آینده، بین نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر، و میان فرد و جامعه.

    ارجاع به لغت انتقال

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «انتقال» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/انتقال

    لغات نزدیک انتقال

    • - انتقادپذیر
    • - انتقادی
    • - انتقال
    • - انتقال بانکی
    • - انتقال‌پذیر
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.