آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵

      نقل به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / naghl /

      transport, transportation, transit, transfer, transmission, conveyance, carrying, shifting, sending, shipment, truckage, change of location

      transport

      transportation

      transit

      transfer

      transmission

      conveyance

      carrying

      shifting

      sending

      shipment

      truckage

      change of location

      انتقال، جابه‌جایی
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      حمل‌ونقل دریایی از همه ارزان‌تر است.

      Sea transportation is the most economical.

      حمل‌ونقل توسط چهارپایان دیگر در اکثر جاها متداول نیست.

      Animal transport is largely obsolescent.

      اسم
      فونتیک فارسی / naghl /

      quotation, quoting, narration, retelling, recounting, recitation, report, reporting, imparting, account, relation, translation

      quotation

      quoting

      narration

      retelling

      recounting

      recitation

      report

      reporting

      imparting

      account

      relation

      translation

      بازگویی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      با نقل اشعار سعدی به سخنرانی خود چاشنی زد.

      She salted her speech with quotations from S'adi.

      نقلِ او از رویدادها روشن، زنده و عمیقاً تأثیرگذار بود.

      Her narration of the events was clear, vivid, and deeply moving.

      اسم
      فونتیک فارسی / naghl /

      story, saying, tale, anecdote

      story

      saying

      tale

      anecdote

      حکایت، داستان، قصه

      این‌طور نقل شده است که او گنج پنهانی را پیدا کرده است.

      So the story goes, he found a hidden treasure.

      پیرمرد نقل جذابی از ماجراهایش در دریا تعریف کرد.

      The old man told a fascinating tale of his adventures at sea.

      اسم
      فونتیک فارسی / noghl /

      غذا و آشپزی comfit, candy, bonbon, sugarplum, sweetmeat, candied nuts or fruits, jellybean

      comfit

      candy

      bonbon

      sugarplum

      sweetmeat

      candied nuts or fruits

      jellybean

      نوعی شیرینی کوچک و گرد

      کاسه‌ی نقره‌ای پر از نُقل در وسط میز عروسی قرار داشت.

      A silver bowl of comfits stood at the center of the wedding table.

      او همراه با چای و گفت‌وگویی صمیمی، از مهمانانش با نُقل پذیرایی کرد.

      She offered her guests bonbons along with tea and warm conversation.

      اسم
      فونتیک فارسی / naghl /

      عامیانه importance

      importance

      اهمیت

      تا وقتی مستقل زندگی نکردم، نقل پس‌انداز کردن را درک نکردم.

      I didn't realize the importance of saving money until I moved out.

      نقل آن نصیحت تا سال‌ها بعد به ذهنم نرسید.

      The importance of that advice didn't hit me until years later.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد نقل

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      شیرینی
      مترادف:
      گزک مزه
      مترادف:
      چاشنی
      مترادف:
      انتقال جابجایی حمل
      مترادف:
      حکایت داستان قصه
      مترادف:
      بازگویی گزارش
      مترادف:
      ترجمان ترجمه تعبیر تفسیر
      مترادف:
      بیان روایت
      مترادف:
      بازگو بازگویی ذکر

      ارجاع به لغت نقل

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «نقل» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نقل

      لغات نزدیک نقل

      • - نقطه‌ی عطف
      • - نقطه‌ی کور
      • - نقل
      • - نقل بادام
      • - نقل بادیان
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.