the best, the top, superlative, uppermost, the most superior, the most dominant
the best
the top
superlative
uppermost
the most superior
the most dominant
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او لیست را با نامهای برترین اجراکنندگان، عنوان زد.
She headed the list with the names of the top performers.
او یکی از برترین دانشمندان کشور به شمار میرود.
She is considered one of the top scientists in the country.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «برترین» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/برترین