cowardice, timidity, timidness
cowardice
timidity
timidness
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ترسویی علت روسیاهی او شد.
Cowardice became his dishonor.
ترسویی او مانع شد که در جلسات حرفی بزند.
His timidity prevented him from speaking up in meetings.
او ترسوییاش را پشت سر گذاشت و خود را به گروه معرفی کرد.
She overcame her timidness and introduced herself to the group.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ترسویی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ترسویی