آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۵ آبان ۱۴۰۴

    جلسه به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / jal[a]se /

    session, sitting, meeting, gathering, assembling, convention, assembly, hearing, consistory

    session

    sitting

    meeting

    gathering

    assembling

    convention

    assembly

    hearing

    consistory

    گردهمایی، نشست، مجلس، مجمع

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    جلسه یا سند بسیار سری

    a top-secret meeting or document

    در جلسه به نحو احسن رفتار کرد.

    She acquitted herself well in the meeting.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    پس از نطق او در جلسه غوغا به پا شد.

    After his speech, the meeting became a bedlam.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد جلسه

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    اجلاس انجمن گردهمایی مجلس مجمع نشست

    سوال‌های رایج جلسه

    جلسه به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «جلسه» در زبان انگلیسی به meeting, session یا assembly ترجمه می‌شود.

    این واژه به جمع شدن چند نفر در یک زمان و مکان مشخص برای بحث، تصمیم‌گیری، هماهنگی یا تبادل نظر اشاره دارد. جلسات می‌توانند رسمی یا غیررسمی، کوتاه‌مدت یا بلندمدت و در محیط‌های مختلف کاری، آموزشی، اجتماعی یا خانوادگی برگزار شوند.

    در محیط‌های کاری، جلسه یکی از ابزارهای اصلی هماهنگی، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری گروهی است. مدیران و کارکنان با برگزاری جلسه، اطلاعات را به اشتراک می‌گذارند، اهداف و برنامه‌ها را تعیین می‌کنند و مسائل سازمانی را بررسی می‌نمایند. جلسات موثر باعث افزایش بهره‌وری، کاهش سوءتفاهم و بهبود ارتباطات درون سازمانی می‌شوند.

    در حوزه آموزشی، جلسات می‌توانند به شکل کلاس‌های درسی، کارگاه‌ها یا جلسات مشاوره‌ای برگزار شوند. این جلسات به دانش‌آموزان یا دانشجویان کمک می‌کنند تا اطلاعات را بهتر دریافت کنند، پرسش‌های خود را مطرح کنند و به تعامل با استاد و هم‌کلاسی‌ها بپردازند. همچنین، جلسات آموزشی فرصتی برای رشد مهارت‌های ارتباطی و گروهی شرکت‌کنندگان فراهم می‌کنند.

    در زندگی اجتماعی و فرهنگی، جلسات می‌توانند محلی برای تبادل نظر، تصمیم‌گیری گروهی و تقویت روابط انسانی باشند. خانواده‌ها، انجمن‌ها، گروه‌های اجتماعی و حتی دوستان برای هماهنگی فعالیت‌ها، برنامه‌ریزی رویدادها یا حل اختلافات به برگزاری جلسات روی می‌آورند. اهمیت این نوع جلسات در ایجاد اتحاد، همکاری و همدلی میان اعضا مشهود است.

    «جلسه» نمادی از ارتباط، هماهنگی و تبادل اطلاعات است. جلسات، چه در محیط کاری، آموزشی یا اجتماعی، ابزار اصلی برای تصمیم‌گیری جمعی، حل مسائل و ایجاد هماهنگی بین افراد هستند. توانایی مدیریت و شرکت مؤثر در جلسات، مهارتی کلیدی برای موفقیت فردی و گروهی محسوب می‌شود و اهمیت آن در زندگی روزمره و حرفه‌ای انکارناپذیر است.

    ارجاع به لغت جلسه

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «جلسه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/جلسه

    لغات نزدیک جلسه

    • - جلسائ
    • - جلسات
    • - جلسه
    • - جلسه احضار ارواح
    • - جلسه ارتباط با مردگان
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.