ادبی sitting (on the throne), accession
sitting
accession
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
جلوس طولانی او کنار پنجره، شعری از صبر شد.
Her long sitting by the window became a poem of patience.
با جلوس او بر تخت، پرچمهای کهن بار دیگر برافراشته شدند.
Upon his accession to the throne, the old banners were raised once more.
جلوس او پایان یک عصر و سپیدهدم عدالت آرام بود.
Her accession marked the end of an era and the dawn of quiet justice.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «جلوس» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/جلوس