آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۴

      خوراکی به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / khoraaki /

      nourishment, eats, food, comestibles, dessert, viand, goody, victuals

      nourishment

      eats

      food

      comestibles

      dessert

      viand

      goody

      victuals

      خوردنی

      قیمت مواد خوراکی به‌طور باورنکردنی افزایش یافته است.

      Food prices have jumped incredibly.

      همان‌طور که می‌دانیم، با کمبود مواد خوراکی در این کشور مواجه هستیم.

      We are short of many comestibles in this country, as we all know.

      صفت
      فونتیک فارسی / khoraaki /

      eatable, edible, eating, nutritive, alimentative

      eatable

      edible

      eating

      nutritive

      alimentative

      قابل‌ خوردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      ذرت خوراکی از ذرت دامی شیرین‌تر است.

      Eating corn is sweeter than feed corn.

      بیشتر قارچ‌ها خوراکی نیستند.

      Most mushrooms are not edible.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد خوراکی

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اطعمه ارزاق توشه خواربار خوردنی غذا مائده
      متضاد:
      پوشاکی
      مترادف:
      خوردنی قابل خوردن ماکول

      سوال‌های رایج خوراکی

      خوراکی به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «خوراکی» در زبان انگلیسی به Edible یا Food item ترجمه می‌شود.

      خوراکی به هر ماده‌ای گفته می‌شود که قابل خوردن باشد و برای تغذیه انسان یا حیوانات مصرف شود. این اصطلاح گسترده است و می‌تواند شامل انواع میوه‌ها، سبزیجات، گوشت‌ها، محصولات لبنی، خوراکی‌های فرآوری‌شده، شیرینی‌ها و حتی تنقلات باشد. خوراکی‌ها نقش اساسی در تأمین انرژی و مواد مغذی مورد نیاز بدن دارند و تنوع آن‌ها از لحاظ طعم، شکل، ارزش غذایی و کاربرد بسیار زیاد است.

      در فرهنگ‌های مختلف، خوراکی‌ها نه تنها برای تغذیه بلکه به عنوان بخشی از سنت‌ها، مراسم و جشن‌ها نیز اهمیت دارند. انتخاب خوراکی‌ها می‌تواند تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند ذائقه، شرایط جغرافیایی، فصول سال، اعتقادات دینی و عادات غذایی قرار گیرد. همچنین، خوراکی‌ها می‌توانند یادآور خاطرات، حس‌ها و فرهنگ‌های محلی باشند و بخش مهمی از هویت فرهنگی هر جامعه را تشکیل دهند.

      با پیشرفت علم تغذیه، امروزه توجه ویژه‌ای به کیفیت و ارزش غذایی خوراکی‌ها می‌شود و مردم تلاش می‌کنند تا خوراکی‌های سالم‌تر و طبیعی‌تر را در رژیم غذایی خود جای دهند. خوراکی‌های صنعتی و فرآوری‌شده نیز به دلیل راحتی و ماندگاری بالا محبوبیت زیادی دارند، اما همواره توصیه می‌شود مصرف آن‌ها با احتیاط و تعادل باشد تا سلامت حفظ شود.

      خوراکی یا خراکی - کدام درست است؟

      شکل درست و معیار واژه «خوراکی» است. «خوراکی» به معنی چیزی که قابل خوردن باشد، مانند غذا یا ماده غذایی، در زبان فارسی به همین صورت نوشته می‌شود.

      شکل «خراکی» غلط املایی است و در منابع رسمی و فرهنگ‌های لغت فارسی پذیرفته نیست.

      ارجاع به لغت خوراکی

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «خوراکی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خوراکی

      لغات نزدیک خوراکی

      • - خوراکپزی
      • - خوراکپزی نوین
      • - خوراکی
      • - خوراکی دلچسب
      • - خوراکی شیرین
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater زیرا زخمی زندگی کردن سخت کوش سر سرسام‌آور سرسره بازی سرطان خودکامه خوش آتیه خوش یمن خونگرم خیلی زیاد داستان زندگی سرزده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.