provisions, supply, supplies, victuals, store, provender
provisions
supply
supplies
victuals
store
provender
پیشاز رفتن، او محتویات توشه را در آشپزخانه بررسی کرد تا مطمئن شود برای خانواده کافی است.
Before leaving, she checked the supplies in the pantry to ensure there was enough for the family.
آنها متوجه شدند که انبار قدیمی توشههای غیرمنتظرهای دارد که میتواند دهکده را برای ماهها تامین کند.
They found that the old storehouse held unexpected provisions that could sustain the village for months.
سفر kit, travel equipment, luggage, baggage
kit
travel equipment
luggage
baggage
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او کیسهی کوچکی از توشه را در کولهپشتی خود حمل میکرد.
He carried a small bag of travel equipment in his backpack.
مسافران توشهی کافی برای سفر هفتروزه بستهبندی کردند.
The travelers packed enough kit for the week-long journey.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «توشه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/توشه