plunging, deep consideration, wading
plunging
deep consideration
wading
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
این پیشنهاد پیشاز تأیید شدن شایستهی خوض است.
The proposal deserves deep consideration before anyone approves it.
کنجکاویِ عمیق و خوض او باعث شد هر کتابی را دربارهی آن موضوع بخواند.
His plunging curiosity led him to read every book on the subject.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خوض» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خوض