آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

      داور به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / daavar /

      arbitrator, judge, umpire, arbiter, arbitress

      arbitrator

      judge

      umpire

      arbiter

      arbitress

      حَکَم
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      وزیر داور نهایی امور بود.

      The minister was the final arbitrator of things.

      بگذار وجدان یگانه داور ما باشد.

      Let conscience be our sole judge.

      اسم
      فونتیک فارسی / daavar /

      ورزش referee, referee, judge, official

      referee

      referee

      judge

      official

      حکم‌دهنده در مسابقات ورزشی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      بازیکنان به داور به‌شدت اعتراض کردند.

      The players protested bitterly to the referee.

      تماشاچیان داور را دست می‌انداختند.

      The spectators were ribbing the umpire.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد داور

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      حاکم حکم قاضی میانجی هیربد

      سوال‌های رایج داور

      داور به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «داور» در زبان انگلیسی به referee یا judge ترجمه می‌شود؛ بسته به زمینه‌ای که در آن به کار می‌رود.

      در زمینه‌ی ورزشی، داور کسی است که بر اجرای صحیح قوانین بازی نظارت می‌کند، بی‌طرفانه تصمیم می‌گیرد و نظم و عدالت را در طول مسابقه حفظ می‌نماید. او معمولاً لباس مخصوص به تن دارد و با استفاده از ابزارهایی مانند سوت، کارت زرد و قرمز یا پرچم، رفتار بازیکنان را کنترل می‌کند. در بسیاری از ورزش‌ها، از جمله فوتبال، بسکتبال، والیبال و کشتی، داور نقش اصلی در مدیریت بازی دارد و تصمیمات او تأثیر مستقیمی بر روند و نتیجه‌ی مسابقه می‌گذارد. احترام به داور و پذیرفتن تصمیم‌هایش بخشی از روح حرفه‌ای ورزش محسوب می‌شود.

      در زمینه‌های دیگر، مانند حقوق، داور به کسی گفته می‌شود که برای قضاوت و حل‌وفصل اختلافات میان دو یا چند طرف بی‌طرفانه عمل می‌کند. در مواردی که دو طرف نمی‌خواهند یا نمی‌توانند به دادگاه مراجعه کنند، ممکن است به داوری متوسل شوند تا فردی بی‌طرف و آگاه به موضوع، بر مبنای انصاف و قانون، حکم بدهد.

      واژه‌ی «داور» در زبان فارسی گاه معنایی فراتر از کاربردهای فنی دارد و در ادبیات و عرفان، خداوند نیز به‌عنوان داور مطلق و عادل هستی یاد می‌شود، که بر همه‌چیز آگاه است و نهایی‌ترین حکم را صادر می‌کند.

      این واژه در ذهن فارسی‌زبانان با مفاهیمی همچون عدالت، بی‌طرفی، قضاوت و تصمیم‌گیری آمیخته است.

      ارجاع به لغت داور

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «داور» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/داور

      لغات نزدیک داور

      • - داود
      • - داودی
      • - داور
      • - داور آغاز مسابقه
      • - داور اختلافات
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.