dervish, hermit, quietist, mystic, monk
dervish
hermit
quietist
mystic
monk
دو درویش عباپوش به او خوشامد گفتند.
Two cloaked dervishes welcomed him.
درویش ترجیح داد بهتنهایی در باغ آرام مراقبه کند.
The quietist preferred to meditate alone in the serene garden.
او بهعنوان یک درویش، آرامش را در سادگی طبیعت یافت.
As a hermit, he found solace in the simplicity of nature.
fakir, medicant, indigent
fakir
medicant
indigent
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
درویش زندگی سادهای داشت و روی همهی داراییهای مادی چشمانش را بسته بود.
The fakir lived a simple life, renouncing all material possessions.
درویش لباسهای ساده میپوشید و تنها یک کیف کوچک برای وسایلش همراه داشت.
The medicant wore simple robes and carried only a small bag for his belongings.
humble, unassuming, unpertentiious
humble
unassuming
unpertentiious
آن مرد درویش زندگی سادهای داشت؛ عاری از غرور و خواستههای مادی.
The humble man lived a simple life, free from pride and material desires.
ذات درویش او باعث شده بود که همه در جامعه او را دوست داشته باشند.
Her unassuming nature made her beloved by everyone in the community.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «درویش» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/درویش