آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

دوست شدن به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

فعل لازم
فونتیک فارسی / doost shodan /

to make a friend, to make friends, to become friend

to make a friend

to make friends

to become friend

دوست پیدا کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

دوست شدن سخت است، دوست نگه داشتن هنری ظریف است.

Making friends is hard, keeping them is a fine art.

بچه‌ها اغلب یاد می‌گیرند که در زمین بازی دوست شوند.

Kids often learn to make a friend on the playground.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت دوست شدن

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «دوست شدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دوست شدن

لغات نزدیک دوست شدن

پیشنهاد بهبود معانی