intelligence, smartness, smarts, perceptivity, wisdom, braininess, astuteness, ingenuity, penetration, percipience, gumption, head, perspicacity, shrewdness, acumen, sharpness, acuity, sagacity, wit
intelligence
smartness
smarts
perceptivity
wisdom
braininess
astuteness
ingenuity
penetration
percipience
gumption
head
perspicacity
shrewdness
acumen
sharpness
acuity
sagacity
wit
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
مردم ذکاوت و زیبایی مارشنس مشهور را تحسین میکردند.
People admired the intelligence and grace of the renowned marchioness.
ذهن تکبعدی کارن تمام هوش و ذکاوت من را به هدر داد.
But all my wit and wisdom were wasted on Karen's one-track mind.
شکل درست و معیار «ذکاوت» است.
«ذکاوت» واژهای عربیتبار است که در فارسی به معنای تیزهوشی، زیرکی، هوشمندی و تیزفهمی به کار میرود. این واژه در متون رسمی، علمی و ادبی فارسی کاملاً پذیرفته شده است و با حرف «ذ» نوشته میشود، چون از ریشهی عربی «ذکا» (بهمعنای شعور و هوش) گرفته شده است.
شکل «زکاوت» نادرست است و در فارسی معیار کاربردی ندارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ذکاوت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ذکاوت