آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

سوار به انگلیسی

معنی‌ها

فونتیک فارسی / savaar /

rider, horseman, riding, mounted

rider

horseman

riding

mounted

trooper

trooper

ارتش

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

cavalryman

cavalryman

ارتش
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد سوار

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
متضاد:

ارجاع به لغت سوار

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «سوار» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سوار

لغات نزدیک سوار

پیشنهاد بهبود معانی