(immediately) after, subsequently, thereupon, successively
after
subsequently
thereupon
successively
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او گزارش را تحویل داد و متعاقباً استراحت کرد.
He submitted the report and after, took a break.
شرکت با ضرر مواجه شد و متعاقباً مجبور شد چندین کارمند را اخراج کند.
The company faced losses and subsequently had to lay off several employees.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «متعاقبا» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/متعاقبا