آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۴

      پرنده به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / parande /

      جانورشناسی bird, avian, fowl, ornitho-

      bird

      avian

      fowl

      ornitho-

      پرنده, bird, avian, fowl, ornitho-
      جانوری با توانایی پر زدن
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      پرنده دوری زد و بر شاخه نشست.

      The bird circled and alighted on the branch.

      پرنده‌ی وحشی

      wildfowl

      صفت
      فونتیک فارسی / parande /

      flying, able to fly, flier, airborne

      flying

      able to fly

      flier

      airborne

      دارای توانایی پرواز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      او از ماشین‌های پرنده در نمایش هوایی تحسین کرد.

      She admired the flying machines at the air show.

      دانشمند به مطالعه‌ی گونه‌های پرنده پرداخت تا الگوهای مهاجرت آن‌ها را درک کند.

      The scientist studied the flier species to understand their migration patterns.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج پرنده

      پرنده به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «پرنده» در زبان انگلیسی به bird ترجمه می‌شود.

      پرنده‌ها گروهی از جانوران خونگرم و تخم‌گذار هستند که معمولاً دارای پرهای پوششی، منقار بدون دندان و بال‌هایی برای پرواز یا حرکت هستند. آن‌ها در انواع و اندازه‌های مختلف در سراسر جهان زندگی می‌کنند و از جنگل‌ها و دشت‌ها تا کوه‌ها و شهرها یافت می‌شوند.

      پرنده‌ها نقش مهمی در اکوسیستم‌ها ایفا می‌کنند؛ آن‌ها به گرده‌افشانی گیاهان، کنترل جمعیت حشرات و حیوانات کوچک، و پراکندگی بذرها کمک می‌کنند. علاوه بر این، پرنده‌ها به عنوان شاخص‌های زیست‌محیطی شناخته می‌شوند، به این معنی که سلامت جمعیت آن‌ها می‌تواند نشان‌دهنده‌ی سلامت کلی محیط زیست باشد.

      رفتارهای متنوعی مانند مهاجرت‌های فصلی، آوازخوانی، و ساخت لانه از ویژگی‌های جالب پرندگان است که توجه دانشمندان و علاقمندان به طبیعت را جلب کرده است.

      در فرهنگ‌ها و اساطیر مختلف، پرنده‌ها نمادهای متعددی دارند؛ برای مثال، برخی پرندگان مانند قناری یا فنچ نماد شادی و آزادی هستند، و پرندگان شکاری مانند عقاب نماد قدرت و شجاعت به شمار می‌آیند. پرنده‌ها همچنین در هنر، ادبیات و نمادپردازی انسانی جایگاه ویژه‌ای دارند و الهام‌بخش شاعران، نقاشان و فیلسوفان بوده‌اند.

      ارجاع به لغت پرنده

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «پرنده» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پرنده

      لغات نزدیک پرنده

      • - پرندک
      • - پرندگان
      • - پرنده
      • - پرنده آبچر
      • - پرنده آبزی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.