ادبی lair, den, den, niche, nest, thicket den, hole, pasture, coppice, grove
lair
den
den
niche
nest
thicket den
hole
pasture
coppice
grove
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
...کنام پلنگان و شیران شود
...become a lair of tigers and lions
گوشهنشین افکارش را در کنام آرام کلبهی کوهستانیاش پنهان نگه میداشت.
The shy hermit kept his thoughts hidden in the quiet den of his mountain hut.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کنام» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کنام