آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

آبخیز به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / aabkhiz /

جغرافیا well-watered land, having a high water table, watershed

well-watered land

having a high water table

watershed

زمینی پر از آب

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

آلودگی صنایع مجاور سلامت حوضه‌ی آبخیز ما را تهدید می‌کند.

The pollution from nearby industries poses a threat to the health of our watershed.

حیوانات با آرامش در زمین سرسبز و آبخیز چرا می‌کردند.

Animals grazed peacefully on the lush, well-watered land.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد آبخیز

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
آب‌دار آبزا کوهه موج موج‌کوهه

ارجاع به لغت آبخیز

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «آبخیز» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/آبخیز

لغات نزدیک آبخیز

پیشنهاد بهبود معانی